ابجد استفاده شده، خيلي شگفتزده شدم و با پيگيري موضوع دريافتم اين امر بيشتر قاعده بوده است نه استثنا. البته نميتوانستم همهٴ جدولها را بررسي كنم، ولي در چند مورد ديدهام كه اعداد را با حروف ابجد نشان دادهاند نه با ارقام هندي. اين مورد تنها در تقويم ابوالفدا نيست، بلكه در رسالهٴ سي فصل نصيرالدين طوسي (سيزدهم ـ 2) و نزهةالقلوب حمدالله مستوفي1 همچنين است. نميدانم ارقام هندي اول بار چه موقع در جدولهاي عربي (يا فارسي) يا در كتابهاي مربوط به موضوعات غيررياضي بهكار رفته است.
ظاهراً اين كجروي ثابت ميكند كه خود نويسندگان عربي كار كرد و سودمندي واقعي ارقام جديد را نميدانستند. آنان ترجيح ميدادند از اصول قديمي حساب ابجد پيروي كنند، يعني از حروف عربي، همچنانكه ملتهاي ديگر حروف يوناني يا عبري را براي اين منظور بهكار ميبردند. اين ترجيح نهتنها بهخاطر طول مدت استفاده از آنها، بلكه هم بهخاطر روايتهاي ديني و عرفاني و انواع خواص منسوب به هريك از اين حروف (و اعداد برابر آنها) بود، از قبيل اينكه يكي نام خدا بود، يكي چهار عنصر، يكي علامت بروج، يكي نام يك سياره. براي يك مسلمان واقعي حروف داراي محتواي غنيتري بود تا ارقام جديد و خواص سحري سرشارتري داشت. البته عادت طولاني به آنان امكان ميداد اعداد ابجد را بههمان راحتي بخوانند كه ما اعداد را ميخوانيم. اينكار براي ما گيجكننده است؛ بيشتر بدان سبب كه حروف در مغرب همان ارزش عددي مشرق را نداشتند. مسلمانان فرهيخته اغلب از اين مشكل آگاهي داشتند، ولي سنت چنان نيرومند بود كه بهخاطر آن حاضر بودند از ابهامها چشمپوشي كنند، همچنانكه مدافعان اوزان و مقياسات انگليسي، ناهمخواني فراوان آنها را به منطق و هماهنگي دستگاه متري ترجيح ميدهند.
هيچ هندسهداني را نميشناسم كه در اين عصر در قلمرو مماليك بوده باشد، ولي به چند مُوقِّـت، سازندهٴ اسطرلاب و موٴلف رساله و زيج برخوردهام. اين كارها عموماً با مقدار زيادي معلومات در زمينهٴ حساب، جبر و مثلثات همراه بود و همچنين با آگاهي از مقدمات نجوم.
برجستهترين مُوَقِّـتان قلمرو مماليك محمدبن سمعون، مِـزّي و كَرَكي بودند. بهويژه رسالهٴ مِزّي شهرت داشت و اسطرلابي كه در سال 1333 م/734 ه ق در دمشق ساخته هنوز در موزهٴ ملي پترزبورگ نگهداري ميشود. كَرَكي در مسجدي در بيتالمقدس كار ميكرد.